ورود به چت روم
چت روم جوانان و نوجوانان ویژه دهه 70 و 80
ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

نتایج جستجو برای عبارت :

زندگی بیونسه و ناگفته هایش

بیا بانو ، جهانم را بگیر و  پادشاهی کن 
بروی شانه هایم سر گذار و تکیه خواهی کن 
 
تمام عمر ، من ، محض رضایت سیب چیدم ، حال 
بیا ، این بار ، تو ، محض رضای من گناهی کن
 
بیا این بار تو آغوش خود را سمت من بگشای
مرا سوی بهشت بازوان خویش راهی کن
 
عزیز مصر بودن آرزویم نیست ، باور کن 
اگر از قعر زندانم رهاندی ، حبس چاهی کن
 
برایت روز و شب از گفته هایم شعر می گویم
اگر ناگفته می جویی ، به چشمانم نگاهی کن  
 
سجاد نوبختی
حرفای ناگفته زیاده اما چه فایده داره گفتن این حجم عظیم حرفهاوقتی که مخاطبی که بایدباشد ودیگرنیست...همین که خودکاربه دست میگیرم تا چیزی بنویسم اینقدر غرق خاطرات میشم که دلم میخواخدساعتهای ساعت درخاطرات بمانم وبعدهم به یک خواب عمیق فروبروم به بهانه ی اینکه او رادرخوابهاببینم امادستان او از خوابهای من فرسنگهافاصله دارد...حقیقتا قلب ودل وخوابهاونوشته هاو حرفهام از غم اکنده شده وطاقت هیچ چیزی روندارم ،خداخدامیکنم صداوتصویرش ازذهنم خارج نشو
نمیدانم چرا اینطوری شده ام!کلا باران که می‌بارد، حال دلمان به هم می‌خورد...نمی‌فهمم چرا اینطوری میشوم... اصلا یهو همه خاطراتت، همه حرف هایی که در ته قلبت مانده، همه و همه یهو زنده می‌شوند...یهو همه حرف هایی که دلت میخواهد بزنی و از خاطر برده ای، یهو، همه و همه، زنده می‌شوند...کاش دیگر باران نبارد!...یا لااقل اگر می‌بارد،...آرام ببارد!... مراعات دل خسته مان را بکند... اخر گوشه دلمان کودکی، خواب رفته!کودکی که خیلی خسته است...خسته از زندگی..از دنیا با
نمیدانم چرا اینطوری شده ام!کلا باران که می‌بارد، حال دلمان به هم می‌خورد...نمی‌فهمم چرا اینطوری میشوم... اصلا یهو همه خاطراتت، همه حرف هایی که در ته قلبت مانده، همه و همه یهو زنده می‌شوند...یهو همه حرف هایی که دلت میخواهد بزنی و از خاطر برده ای، یهو، همه و همه، زنده می‌شوند...کاش دیگر باران نبارد!...یا لااقل اگر می‌بارد،...آرام ببارد!... مراعات دل خسته مان را بکند... اخر گوشه دلمان کودکی، خواب رفته!کودکی که خیلی خسته است...خسته از زندگی..از دنیا با
دلم می‌خواد باهات حرف بزنم...قد یه عمر حرف روی دلم سنگینی می‌کنه!دلم می‌خواد باهات حرف بزنماما نمی‌‌دونم چجوری شروع کنم؟از کجا بگم؟چطور بگم؟ که تو دلخور نشی ازمدلگیر نشی...کاش می‌شد حرفامو بریزم توی چشمامتا از چشمام بخونی...کاش...یه کوه حرف روی دلم سنگینی میکنه
دلم می‌خواد باهات حرف بزنم...قد یه عمر حرف روی دلم سنگینی می‌کنه!دلم می‌خواد باهات حرف بزنماما نمی‌‌دونم چجوری شروع کنم؟از کجا بگم؟چطور بگم؟ که تو دلخور نشی ازمدلگیر نشی...کاش می‌شد حرفامو بریزم توی چشمامتا از چشمام بخونی...کاش...یه کوه حرف روی دلم سنگینی میکنه...
حدیث جابری:
چند خطی از خاطرات ناگفته ی جمیله.... 
تیک تاک ... تیک تاک... صدای ضربان قلبم با صدای گذر سنگینِ زمان باهم در می آمیزد تا لحظاتِ پر از استرس زندگی ام را رقم بزند.
باصدای در از جا می پرم....
+جمیله جان... عزیزِمادر... چقدر ماه شدی... ماشاءالله لا حول ولا قوه الا بالله... جانِ مادر! چادرت رو سر کن مهمونا منتظرن. 
ادامه مطلب
سلام
از دفعه پیش که مطلب نوشتم مدت زیادری گذشته ناگفته ها اینقدر زیاد شده که این پست همت بالایی رو برای نوشتن میطلبه ! و قاعدتا تعداد ویرایش بالا.
از نزدیک شروع میکنیم
دیروز نتایج کنکور کارشناسی ارشد اعلام شد امسال چندان براش وقت نزاشتم و انتظار نتیجه خوبی رو هم نداشتم و همینطور هم شد رتبه ۸ هزار ! خیلی بد
اینم بد دردیه که آدم دیگه هیچ جا دست و دلش به نوشتن نره ...اینکه کلمات رو دریغ کنی ... دیگه دلت نخواد احساس واقعیت رو هیشکی بدونه ... مخفی کنی درون خودت ... گاهی باید مچاله شد یه گوشه ... کتاب خوند ... یا فیلم دید ... یا ساعتها خوابید ... یا سرگرم کار شد ... آنقدر که یادت بره که می تونی چیزی بنویسی یا حرفی بزنی ...
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است ...
سکوت گنگ:
سکوت ام را ببین
پر است
از ناگفته های نگفته!

پرنده ی دلتنگ:
پرنده ی پر بسته ام
دلتنگ بام تو،
که بر چینم از آن
دانه های عشق را.

شمردن:
بی نهایت
دوست دارم
اما دریغ
که شمردن بلد نیستی!

مرگ کلمات:
میمیرند غریبانه
کلمات ام
در شعر نبودنت.

عشق مرده:
برای عشقی 
که در قلب من مرده است
کسی هست
شمعی روشن کند؟
سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
خب  راستش باید بگم قرار از این به بعد بخش جدیدی به موضوعات وب  مون اضافه بشه تحت عنوان نقد و برسی فیلم و سریال و البته نقد شخصیت ها فیلم و سریال ها ! چندی پیش سریالی کره ای به نام ' زندگی خصوصی او ' دیدم که در اون به نکته نسبتا مهمی اشاره شده بود  و اون نکته این بود که " شاید  حرف زدن در مورد یک آثار هنری کار نسبتا آسونی باشه ولی فهمیدن ارزش واقعی یه آثار هنری کار هر کسی نیست "
دقیقا این جمله  تو قسمت نقد و بررسی فیلم و سریال ها هم همین طور و شاید ارز
توی تلگرام یه ربات هست به اسم «حرفتو ناشناس بهم بزن» من متوجه شدم که توی وبلاگ هم میشه همچین قابلیتی رو راه انداخت. شما میدونید که من کامنت ناشناس رو تایید نمی‌کردم ولی امروز یه پست موقت زدم و برای چند ساعت کامنت ناشناس رو فعال می‌کنم؛ به همه خبر بدین بیان[از دوست و دشمن] من امروز می‌خوام حرفای نگفته و ناگفتهء شما رو گوش بدم. امیدوارم تهش روز خوبی بشه برامون :) هر چه می‌خواهد دل تنگت بگو
نه!
کاری به کار عشق ندارم!
م
ن هیچ چیز و هیچ کسی را
دیگر
در این زمانه دوست ندارم
انگار
این روزگار چشم ندارد من و تو را
یک روز
خوشحال و بی ملال ببیند
زیرا
هر چیز و هر کسی را
که دوست‌تر بداری
حتی اگر که یک نخ سیگار
یا زهر مار باشد
از تو دریغ می‌کند...
پس
من با همه وجودم
خود را زدم به مُردن
تا روزگار، دیگر
کاری به من نداشته باشد
این شعر تازه را هم
ناگفته می‌گذارم...
تا روزگار بو نَبَرد...
گفتم که
کاری به کار عشق ندارم!
قیصر امین پور
نه!
کاری به کار عشق ندارم! 
من هیچ چیز و هیچ کسی را
دیگر
در این زمانه دوست ندارم 
انگار
این روزگار چشم ندارد من و تو را
یک روز
خوشحال و بی ملال ببیند
زیرا
هر چیز و هر کسی را
که دوست‌تر بداری
حتی اگر که یک نخ سیگار
یا زهر مار باشد
از تو دریغ می‌کند...
پس
من با همه وجودم
خود را زدم به مُردن
تا روزگار، دیگر
کاری به من نداشته باشد
این شعر تازه را هم
ناگفته می‌گذارم...
تا روزگار بو نَبَرد...
گفتم که
کاری به کار عشق ندارم!
قیصر امین پور
همه افراد جامعه اعم از زن و مرد تلاش می‌کنند که چهره زیبایی داشته
باشند. یکی از مشکلاتی که در این بین، این زیبایی را تهدید می‌کند خط خنده
است. می‌توان گفت که بیشتر بانوان و آقایان خط خنده را بر روی چهره خود
دارند و با این مشکل دست و پنجه نرم می‌کنند. البته ناگفته نماند که اگر
دچار این مشکل هستید خوشبختید…! چون شما یک انسان خوشحال و خنده‌رو هستید.
ادامه مطلب
قبل از اون تاریخ دقیق دستم نبود ولی 
این موقع از سال همیشه جادو ی خاصی درونش داشته 
همیشه اتفاقایی افتاده که بجز در تخیل نمیتونستم بهشون فکر کنم 
یه وقتایی باید بیدار بمونی فقط برای اینکه به هیچی فکر نکنی
متن های زیادی که باید بنویسم و دستم به قلم نمیره 
کلی ناگفته و داستان و شعر هست پس ِِ ذهنم که هر شب میرقصن 
ثبت شه به تاریخ دو جای خالی ِِ صندلی های شب قبل از کارگاه هنری .
دو سال گذشت ؟
چجوری میگذره ؟ 
فرمول خاصی داره یا همینجوری هر وقت دلش بخ
این پست کاملا درهمه 
اول: امتحانی که یک شنبه دارم ۶ تا استاد داره (-_-)، امروز داشتم جلسه آخرِ استادِ اولُ میخوندم که دیدم همش داره اصطلاحاتی رو تعریف میکنه که از جلسه اولش داشتیم میخوندیم :-/ چه طرز درس دادنه خب استاد! البته بگذریم از این که هیچی یاد نگرفتم :دی 
دوم: امروز یه استوری گذاشتم و پرسیدم که بهترین راه بیان ناگفته ها چیه؟ چند تا جواب جالب بود: 
۱- فکر میکنم بهترینی وجود نداره ( خب ترجیح دادم بعد از ایام امتحانا بپرسم یعنی چی و چرا!) 
۲- نا
براساس آمارهای سال ۲۰۱۷ سازمان ملل در سال ۲۰۰۰، ۲ میلیون ۸۰۳ هزار مهاجر ایرانی در خارج از کشور گزارش شده که در سال ۲۰۱۷ این آمار ۲ میلیون و ۶۹۹ هزار نفر مهاجر ایرانی رسیده است.
ناگفته نماند اکثرکارشناسان بر این آمار و ارقام اتفاق‌نظر ندارند؛ اما همه آنها یک‌صدا از وجود یک نقص جدی سخن می‌گفتند، فقدان آمار دقیق و مطمئن از تعداد مهاجران ایرانی در کشورهای مختلف.
هویت‌ ایرانیان دور از وطن
ادامه مطلب
افسوس که کسی نیست........افسوس که کسی نیست تاگذشته های پرملالم را از من بگیردوآینده ای پراز شادی را به قلبم هدیه کندافسوس که کسی نیست!تا بار فراق وجدایی را از دوش من برداردوکوله باری از محبت خویش را جایگزین آن کندافسوس که کسی نیست.......از من بخواهد ناگفته های قلبم را که عمریست خک خورده سینه ام شده است را برایش بازگو کنمودر پاسخ عشق بی پایانش را نثار دل بیمارم کند!افسوس.........افسوس که در این روزگار کسی نیستجز سکوت وتنهایی و دلتنگی که عمری گوشه نشین
سلام ب روی ماهتون..
اول از همه اربعین حسینی رو به همه ی دوستداران امام حسین(ع)تسلیت میگم..
دوم از همه دارم واسه کنکور هنر میخونم بچه ها برام دعا کنین ک تا آخر خوب بخونم و مسئولیت پذیر باشم آخه همسرم تو این راه خیلی حمایتم کرده و دلم نمیخواد ک نا امیدش کنم...همچنین دلم میخواد خانوادم بهم افتخار کنند..ناگفته نماند ک خیلی قبل دو سال کنکور تجربی دادم و هیچی ب هیچی چون برام خیلی سخت بود..خب هنوز تو عقدم و فک کنم این آخرین فرصتم برا پیشرفت کردنه..امیدوار
 
ترک اعتیاد و روش های درمان آن
اگر چه عوارض ثانویه اعتیاد در بین گروهی از معتادین كه به دلیل فقر و تنگدستی امكان تامین هزینه زندگی خود را ندارند ،سبب می شود كه برای خرج اعتیاد خود دست به هر كاری بزنند ، نسبت به سر و وضع و بهداشت فردی بی تفاوت شوند و در یك كلام مشمول تمام صفاتی كه جامعه به معتادان نسبت می دهد باشند اما این عمومیت ندارند و اكثریت معتادان را شامل نمی شود.
 رش ، او را به وادی خلاف سوق می دهد. خوشبختانه مدتی است كه در قوانین تجدید نظ
خبر خووب خبرر خوووب
اگه مثه من یه عالمه از کارهای امسال تون مونده و می خواین تو این دو هفته باقی مونده انجامشون بدین، هرچی زودتر شروع کنید که به سال جدید منتقل نشن
اماا خبر خووووب
من امروز تو امتحان تعلیم رانندگی قبول شدم خداحافظ راننده تاکسی
اما لازمه بگم اگه پدرها نبودن هیچ وقت هیچ دختری رانندگی یاد نمی گرفت♥️
خوش حالم از پس این یکی هم بر اومدم
 #دانشگاه: خوشبختانه انتخاب واحد کردم و امروز رفتم سر کلاس، ناگفته نماند استادی که نمیاد و قلل
۱: زندگی عجب داستان پیچیده ای داره. عجب ناگفته ها و ناپیدا شده ها! هر روز یه ایده ی جدید، یه تیوری جدید می یاد و یا اینکه بوده و تو تازه پیداش می کنی! اینکه چطور شد که ما این شدیم، رفتارهای ما چطور شکل گرفت! ما به عنوان ادمیزاد، از کجا امدیم و چطور شد که از مرز بی نهایت بد تا مرز بینهایت خوب متنوع شدیم! اصلن مرز خوب و بد چطور شکل گرفت؟ مردم جامعه را می سازند یا جامعه مردم را؟ کدومش اول اگاهانه اتفاق افتاد...زندگی عجب داستان پیچیده ای دارد. 

ادامه مط
می فروشند، با ترازویی  که لحظه را اندازه می گیرد.دوره گردهایی در کوچه داد می زنند و آرامش همسایه ها را می گیرند که آرامش بفروشند.
کسی را از خواب زمستانی بیدار می کنند که آرامش، سالهاست ترکش کرده است، فروشنده فریاد می زند: حقیقت می فروشم، رازهای کهنه می خرم! بشتابید، راستی می فروشم، اکراه ناگفته ها را می خرم!
لبخند می فروشم، بیایید توانایی درک آدم می فروشم.
هنوز عابران عبوس از کنارش می گذرند و او با لبخد از یکی می پرسد: چیزی نمی خری؟ به تو رایگا
طی یک عملیات انتحاری، موبایل امیرعباس از وی گرفته شد و به درون کمد قفل دار منتقل شد. از بس که شورش را درآورده بود. از ساعاتی پیش ایشان مهربانتر شده اند. ظرفهای شام را جمع کرده اند. مدام قربان صدقه ی من میروند و مرا میبوسند. چای برایمان ریخته اند و در حرکتی بسیار نادر برای خواهرش کتاب داستان می خوانند. خانه بسیار امن و آرام است و از جیغهای متوالی و صداهای عجیب غریب که حین بازی موبایلی از امیرعباس شنیده می شود خبری نیست. چقدر زندگی شیرین است
+ نا
قدم بر قصر باشکوهش می نهم و حسی عجیب از سوی او مرا در بر می کند.
نسیمی ناآشنا همچون فرمانروای شهر دستانم را لمس می کند. گویی سخنانی ناگفته دارد. .
اینبار به حرم سرای زرینش می نگرم و می نگرم به دروازه های فولادینش که چطور اهالی ایمان و مردم گنه کار را مجذوب خود می کند. می نشینم و باز می نگرم به پسری جوان که بر روی صندلی چرخ دار دستان مادر پیرش را می فشارد و می نگرم به اشک های همان مادرپیر . انگار تمام دنیا با خنجری قلبش را نشانه گرفته بودند و او در ان
یاحق
 داشتم فکر که نه! حس میکردم چه قدر دردناک و زجرناک است که وبلاگ های مورد علاقه ات که خواندن کلمات و نوشته های جاری در آن مغزت را نوازش می دهد، انگار دیگر به روز نمی شوند...
چه بلایی سر این پنجره های دوست داشتنی آورده تلگرام و اینستاگرام و تمام گرام هایی که زندگیمان را در مشتشان فشار می دهند؟
ناگفته نماند به روز شدن وبلاگ هایی که هنوز نفس می کشند به لطف سرانگشتان نویسندگانش، حالم را عمیقا مطلوب می کند. : )
پ.ن1: خدایا وبلاگ های متروکه را دوبار
روزهایی هستند مبهم و گنگ - طولانی و بی انتها - شاید خیره به یک نقطه ساعت ها بگذرد و ساعت روی دیوار تنها دقایق محدودی از این زمان طولانی را نشان می دهد- روزهایی پر از حرف های ناگفته حرف هایی که به قول شریعتی تن به ابتذال گفتن نمی دهند- در تمام این روزهای طولانی بی انصاف تنها و در سکوت فقط خداست که می ماند فقط اوست که می داند
همیشه کسی هست
با تو می ماند
میان غربت آن روزهای محال
که هر چه زینت دنیا است غرق دلتنگی است
همیشه کسی هست
پاک تر از یاس
و دلر
ذات الریه چیست 
ابتلا به ذات الریه در فصل هایی که هوای آلوده و سرد دارند موضوع عجیبی نیست. ناگفته پیداست که نرخ ابتلا به ذات الریه در فصل پاییز به مراتب بیشتر از فصل های دیگر است.
اما اساسا ذات الریه چه علائمی دارد و چگونه تشخیص داده می شود؟
 
ادامه مطلب
یه‌مدت آدم به این فکر دخیل می‌بندد که اگر حرفی ندارد، بخاطر تمام حرف‌های ناگفته‌ی درونش است. حالا در بعضی شرایط این صدق می‌کند اما الآن اگر بخواهم منصفانه به ماجرا نگاه کنم، حرفی ندارم چون واقعاً هیچ چیز در ذهنم ندارم. احساس می‌کنم یک جو ارزش در زندگی‌ام جریان ندارد یا حتی نمی‌توانم تحلیل های جالبی از اطرافم ارائه دهم و همانطور که دوست دارم بیان کنم. درواقع نمی‌توانم بنویسم چون چیزی برای نوشتن در ذهنم پرورانده نمی‌شود و باید به حال ای
امشب بالاخره نامه رو شروع کردم.
براش نوشتم که حس ورتر  رو دارم. هرچند که لوته ای رو از دست ندادم.
+ عزیزدلم
برایت خوانده بودم "بنشین رفیق تا که کمی درد دل کنیم/اندازه ی تو هیچکس مهربان نبود/اینجا تمام حنجره ها لاف می زنند/ هرگز کسی هرآنچه که می گفت آن نبود"
یادمه پارسال وقتی نشسته بودیم توی زیرگذر میدون ولیعصر براش خوندم.
حالا میخوام حرف بزنم. می خوام بگم این چهارماه چی بهم گذشت که سکوت کردم و دوباره از همه دورتر شدم.
زمانی‌که خودم را به کسی معرفی می‌کنم و می‌گویم که مربی پیلاتس هستم، عکس‌العمل‌ها بسیار دیدنی و متفاوت است. افرادی‌که با این رشته ورزشی آشنایی دارند، همگی ابراز علاقه می‌کنند و برای پیشرفت بیشترشان در پیلاتس سؤال‌های زیادی می‌پرسند. کسانی هم که هیچ آشنایی با این رشته ورزشی ندارند، دائماً سؤال‌های عجیب و غریبی براساس شایعات می‌پرسند. عده‌ای از این افراد ناآگاه می‌گویند: حیف که به‌خاطر آسیب‌دیدگی‌ام هیچ وقت نمی‌توانم پیلاتس کار
رشد کار : آنچه در پی خواهید خواند گزارش یکی از خبرگزاری های رسمی کشور درباره کمیت فاجعه نما - و به تعبیر این خبرگزاری نگران کننده ! - حوادث کار در میهن ما است . پیدا است که این قبیل گزارشها خواسته یا ناخواسته یا شاید هم به خاطر برخی معذوریتها به برخی عوامل اشاره می کنند و برخی دیگر را - که عواملی با درون مایه  سیاسی  آنهم در سطح کلان است - ناگفته می گذارند.
ادامه مطلب
چرا علاقه بسیار شدیدی به بعضی پسرها در خودم حس میکنم؟
 
سلام من پسری 21 ساله هستم. از دوران بلوغ علاقه خیلی کمی نسبت به جنس مخالف دارم.با این که چندین بار موقعیت ارتباط با جنس مخالف (درخواست از طرف مقابل) رو هم داشتم اما هر وقت به ارتباط جنسی فکر می کنم حالت تهوع بهم دست میده. ناگفته نماند که علاقه بسیار شدیدی به بعضی پسرها در خودم حس میکنم که تا الان سرکوبش کردم ولی ادامه این روند برایم ممکن نیست.لطفا راهنمایی کنید
ادامه مطلب
حس کردم نیازه ...
یه اعتراف بزرگ : من کسی بودم تا 19 سالگی هیچ کتاب علمی ، رمان ، انگیزشی کلا چیزی که به دنیای کتاب خوندن مربوط بشه علاقه و حوصله ای نداشتم .  جا داره این رو هم بگم من حتی حوصله خوندن کتاب ها درسیمو هم نداشتم ولی یه جای به بعد حس کردم کتاب خوندن نیازه چون توش پره چیزی های خوب و با ارزش ...
یکی از هزارتو های امسال من همین کتاب ها هستن .
از همه کتابخون ها بیان متشکرمم .
ناگفته های رضا
پی نوشت از نوع داد ! کسی از مارچلٌو جان خبر دارد ؟
رابطه برای من رقص تانگو است. کنش و واکنشی پیوسته. هر قدم من تنها در صورتی معنادار می‌شود که شریکم قدم بردارد. پای‌اش را بگذارد جلو، با فاصله‌ای متناسب از من. اگر شریکم گمان کند عشق، مثل علف هرز خودش رشد می‌کند، هر چه من آفتاب و آب بیاورم و مثل مادر زمین بستر خاک بشوم برایش، بی‌فایده است. حالا گاهی نیمه‌شب‌ها تمرین تانگو می‌کنیم. اگر یکی‌مان اشتباه کند، آن دیگری هم کاری از پیش نمی‌برد. اما صبر لازم است و صبوری لازمه عشق است و عشق مسبب رویش
مغزم درحال ترکیدن است. از دیروز در ذهنم دارم با شخصی صحبت می‌کنم. هی صحبت می‌کنم، هی صحبت می‌کنم و صحبت‌هایم تمامی ندارند. دیشب خوابم نبرد، چون با او حرف می‌زدم. صبح که بیدار شدم، هر لحظه جملاتی در ذهنم ساخته می‌شد. یک مکالمه‌ی ذهنی را می‌نوشتم، حس می‌کردم، یک مکالمه را زندگی می‌کردم و دوباره از اول. دوباره با کسی در ذهنم حرف می‌زدم. حرف‌هایی که مدت‌ها بود پوسیده بودند. حرف‌هایی که حالا فقط در یک روز خاص می‌توانستم تخلیه‌شان کنم. و در
به مربی لیلی میگم: خب این که بچه‌های دیگه همه اینجا شاد هستند که دلیل نمیشه، بچه‌ها متفاوتند (در واقع می‌خواستم بگم هر بچه منحصر بفرد است، ولی کلمه‌اش به ذهنم نرسید، بعدتر دوستی بهم گفت می‌تونستی بگی unique) لیلی در خانه، پارک و خونه همه دوستان و آشنایان خیلی بچه شاد و پر جنب و جوشی است و غذا خوردن رو خیلی دوست داره، وقتی این‌جا پیش شما هیچی نمی‌خوره و همه‌اش می‌خواد بخوابه، برای من نشانه این است که راحت نیست، خوش نیست، و این برای من مهمتر ا
می‌خواهم برایت بنویسم اما واژه‌ها از قلمم می‌گریزند، جمله‌ها نیمه‌کاره می‌مانند و حرف‌ها ناگفته. دیگر نمی‌توانم از چشمانت بنویسم. اعتراف تلخی است اما انگار تو در من مرده‌ای. قلبم تاریک‌خانه‌ای شده بی‌فانوس؛ می‌تپد اما گرم نیست. خیال آمدنت از سر این همواره مست بیدل، پریده. دیگر به این فکر نمی‌کنم که کجایی، دیگر به این فکر نمی‌کنم که می‌شود از خط لبخندهایت شعر نوشت، دیگر به این فکر نمی‌کنم که من چقدر کنار تو زیباترم. رهایت کرده‌ام
روستای  گرداک کوشه
روستایی کوچک و زیبا در حاشیه غربی  رودخانه مهران با مردمانی خون گرم و مهمان نواز!
در این روستا تقریبا 20 خانوار سکونت دارند .
شغل و پیشه اکثر اهالی روستای دامداری و کشاورزی است .ناگفته نماند بیشتر جوانان روستا از تحصیلات بالایی برخوردارند. و برای کسب وکار و رزق حلال به  شهر کوچ کرده اند.' 
این پاورپوینت در 20اسلاید به شکل کاملاً منحصر به فرد زیبا و کامل طراحی و گرد آوری شده است در این پاورپوینت مطالبی از مبارزات رئیس علی،نقش رئیسعلی دلواری در مبارزات دوران مشروطیت، استبداد صغیر و قیام بوشهر،آخرین بازماندگان رئیس علی دلواری،ناگفته‌های رئیسعلی از زبان آخرین همسرش و سایر مطالب مفید و ارزنده از معتبرترین منبع در این پاورپوینت درج شده است
جهت دانلود فایل کلیک کنید
چندسال پیش با یکی از اقوام که صحبت میکردم،حرفمون به جایی رسید که مجبور شدم از سختی کارمندیم بگم
همون ابتداش ایشون با تشر بهم گفت:شماها خودتون دوست دارین به خودتون سختی بدین برین سرکار
ناگفته پیداست که همونجا بحث تموم شد
این حرفش سالهاست تو ذهنم مونده،نه اینکه ازش ناراحت باشم چون به نظرم هرکسی نظری داره و بعلاوه هیچ کس از شرایط دیگری خبر نداره و ... 
حتی گاهی که به فراخوری حرفش یادم می اومد حرفش رو درست میدونستم و ربطش میدادم به قانع نبودن خود
کولر های گازی یا اسپلیت های اینورتر دار (inverter)، با توانایی راه اندازی آرام دور کمپرسور یا موتور کولرگازی و اسپلیت دارای کمترین مصرف برق و با گرید انرژی A می باشند. بدیهی است کولرهای گازی اسپلیت گرید B نسبت به گرید A دارای مصرف برق بیشتری بوده اما در هر حال از کولرهای گازی معمولی کم مصرف ترند. البته ناگفته نماند، تبلیغاتی که شرکت های وارد کننده کولرهای گازی اینورتر مبنی بر کاهش مصرف برق 60 درصدی در این کولرها دارند نه اثبات شده است و نه منطقی.مشا
بعد از مدتها نشستم و گذاشتم که ذهنم هر چه می خواهد دلِ تنگش بباره روی کاغذ (بارش های ذهنی ) ، دغدغه ی اولین پست رمضانی ، اولین سحر و این که چه برنامه ای خواهم داشت ، حسرت دوچرخه ی پدر ، دغدغه ی فراغتی که پُر شده از کار ، نگرانی این که غم دنیا بیشتر از غم آخرت بشه ، که پول و تلاش برای رسیدن بهش جهت زندگیمو تعیین کنه ... 
باید توی ماه رمضون یه آشتی کنون اساسی با دفترچم داشته باشم !
+ اولین حضور با "رفیق" در حرم تا سحر با کلی درد دل های گفته و ناگفته ...
+ نش
دوستان بیانی سلام :)
از بچگیم یادمه اولین روزی که در سال جدید قرار بود بریم مدرسه یا سرکار مادرم ما رو از زیر قرآن رد میکرد و یه کاسه آب پشت سرمون میریخت و با دعای خیر بدرقمون میکرد.
یه صدقه ای هم کنار میذاشت تا بلایا از ما دور باشه

از اونجا که امروز اولین روز کاری و تحصیلی خیلی از دوستان بیانی هست از خدا میخوام در پناه قرآن و سایه لطف اهل بیت علیهم السلام سال پر از خیر و برکت و موفقیت رو شروع کنین .
(البته ناگفته نمونه ما تو تعطیلات هم سرکار میرف
روستای  گرداک کوشه
روستایی کوچک و زیبا در حاشیه غربی  رودخانه مهران با مردمانی خون گرم و مهمان نواز!
در این روستا تقریبا 20 خانوار سکونت دارند .
شغل و پیشه اکثر اهالی روستای دامداری و کشاورزی است .ناگفته نماند بیشتر جوانان روستا از تحصیلات بالایی برخوردارند. و برای کسب وکار و رزق حلال به  شهر کوچ کرده اند.' 
#چگونه_برای_رفع_مشکلات#به_حضرت_زهرا_متوسل_شویم⁉️
 
آیت الله قرهی《حفظه الله》:
 
✍طبیعی است وقتی می بینیم که #معصومین می‌فرمایند ما در #گرفتاری‌ها به مادرمان #حضرت_زهرا(س) متصل می شویم و به وی #استغاثه می کنیم، بنابراین به خصوص #نماز_استغاثه به حضرت زهرا(س) بهترین راه برای #توسل است. 
اما #مهم‌ترین راه توسل و #استغاثه به حضرت این است که البته ناگفته نماند انسان تا آنجایی که می تواند نمی گوییم نعل به نعل بلکه می گوییم تا آنجایی که می تواند باید #
کمی از به دنیا آمدنمان گذشته ...
دیگر آنقدرها با خود ناگفته داریم که شروع کنیم به دنبال زندگی گشتن به خیال خود هر ثانیه و هر لحظه ای که می گذرد یک قدم دیگر به یافتنش نزدیک تر می شویم و اینکه گهگاه آن روی خوشش را هم به ما نشان میدهد بر پای این خیال دروغین تصدیق میزند. رو به زندگی و پشت به دنیا زمان دارد برای ما می گذرد و ما هنوز هم محتاجیم به زمان که ببینیم چیزی که هر روز و هر لحظه به آن نزدیک میشدیم مرگ بود، نه زندگی.
آن لحظه است که با خود می گویی: د
کمی از به دنیا آمدنمان گذشته ...
دیگر آنقدرها با خود ناگفته داریم که شروع کنیم به دنبال زندگی گشتن به خیال خود هر ثانیه و هر لحظه ای که می گذرد یک قدم دیگر به یافتنش نزدیک تر می شویم و اینکه گهگاه آن روی خوشش را هم به ما نشان میدهد بر پای این خیال دروغین تصدیق میزند. رو به زندگی و پشت به دنیا زمان دارد برای ما می گذرد و ما هنوز هم محتاجیم به زمان که ببینیم چیزی که هر روز و هر لحظه به آن نزدیک میشدیم مرگ بود، نه زندگی.
آن لحظه است که با خود می گویی: د
 
یادگیری زبان بدن باعث میشود تا ما باتمام توان کلامی وغیرکلامی نظریات خودرا بیان کنیم و برای انتقال مفاهیم خود به افراد دیگر,زبان بدن را بیشتر به کار ببریم. زبان بدن این امکان را به ما میدهد انچه که دیگران به ما نمیگویند یا سعی در پنهان کردن ان دارند را بفهمیم . یکیدیگر از مزایای شناخت زبان بدن کنترل جلسات و مذاکرات است و میتوان فهمید چه کسانی علاقه به همکاری دارند وپرسشی که در ذهن دارند چیست و چگونه اطمینان لازم را ایجاد کنیم.زبان بدن نه ت
بهار دارد تمام می شود. ماه این روزها عجیب زیبا شده است. ساری گلین گوش می دهم و از هزاران حرف ناگفته در گلو رنج می برم. کاش می توانستم سازی بنوازم، نقشی بکشم، آوازی بخوانم. روزها را با سر اومد زمستون زمزمه کردن می گذرانم و شب ها را با گوش دادن به بندر تهران صبح می کنم. بهار سختی بود و گذشت. خوب که گذشت. سال ها بعد از این بهار یاد می کنم. بهاری که ماهش ماه شده بود، که بی نهایت پروانه داشت، بابونه هایش با طروات بود، با مریم و محسن گوجه پلو خوردیم و من ز
بهار دارد تمام می شود. ماه این روزها عجیب زیبا شده است. ساری گلین گوش می دهم و از هزاران حرف ناگفته در گلو رنج می برم. کاش می توانستم سازی بنوازم، نقشی بکشم، آوازی بخوانم. روزها را با سر اومد زمستون زمزمه کردن می گذرانم و شب ها را با گوش دادن به بندر تهران صبح می کنم. بهار سختی بود و گذشت. خوب که گذشت. سال ها بعد از این بهار یاد می کنم. بهاری که ماهش ماه شده بود، که بی نهایت پروانه داشت، بابونه هایش با طروات بود، با مریم و محسن گاپچیکو پلو خوردیم و م
سلام آقای نقاره ها و ناله ها، سلام آقای
گلدسته ها و گلایه ها، سلام آقای صحن ها و صحبت ها و سلام آقای متن های
نانوشته و حرف های ناگفته…
می دانم می شنوی مرا، در سکوت چشم های خیره ی من زیارتِ نامِ تو در امتداد اشک ها ظهور می کند.
یا رضا می گویم و راضی می شوم به دوری راه و دست بر سینه تا آسمان دیدار تو قد می کشم:
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)
ته تغاریمان رفته سربازی. فعلا دوره آموزشی را می گذراند. متأسفانه جای دوری افتاده. البته از آنجا که حساسیتهای ما و مادر را می داند زود به زود با خانه تماس می گیرد. گوشی موبایلش را تحویل داده و تنها با معدود تلفن های پادگان می تواند با ما ارتباط بگیرد. به قول خودش باید مدتی را توی صف، منتظر بماند تا نوبتش بشود. شماره پادگان را هم به ما داده که تنها از هفت شب تا نه و نیم شب پاسخگو هستند. امشب تماس گرفتیم، گفتند رفته سر پست! مادر نگران شد. همه افکار من
بررسی کامل و ناگفته های واقعه فتنه کوی دانشگاه، قتلهای زنجیره ای و فتنه ۱۸ تیر ۱۳۷۸ از زبان دکتر زاکانی ( دانشجوی بسیجی آن سال) در برنامه جهان آرا، عنوان این مطلب که نیروی انتظامی و دانشجویان قربانی گروهی منافق که در آن دوران در مصدر قدرت بودند و از سویی به طور دیپلماتیک کشور را به براندازی تهدید میکردند و از سوی دیگر چماقدارانی را به نام دانشجو به اغتشاش تشویق میکردند تا رد پای خود را از بحران قتلهای زنجیره ای پاک کنند. نقش تاج زاده، گنجی ، خ
 حالا دیگر برای درک قدرت و صلابت محور مقاومت
نه، به اظهارات مقامات بلندپایه حزب‌الله لبنان، حماس و دیگر نیروهای مقاومت نیاز
است و نه، به واقعیت‌های میدان نبرد در تقابل با رژیم صهیونیستی و نیروهای مقاومت
منطقه احتیاج است! تنها با مرور گفته‌ها و ناگفته‌های مقامات تل‌آویو شاهد دست
برتر محور مقاومت و ترس بی حد و حصر صهیونیست‌ها خواهید بود!
ادامه مطلب
سلام ...
بله، خیلی گذشت از اون روزی که آخرین ورق این وبلاگ رو سیاه کردم و رفتم که رفتم !
بله می دونم که بزرگترین خیانت رو به خودم، دستم و قلبم کردم! اینکه نوشتن رو گذاشتم کنار ... و چقدر از خودم ناراحتم ...
اونقدر تلخی و شیرینی های زیادی رو زیر زبونم حس میکنم که وقتی میخوام روی کیبورد بیارمشون و بنویسمشون، روی هم تلنبار میشن و ازشون غول بزرگی درست میشه که منو میترسونه ... ! اما خوب چیزی که به خوبی میتونم احساسش کنم، حجم عظیمی از درد و دلامه که دلشون می
ساعت هشت رفتم اورژانس که یک ویزیت کوچیک انجام بدم و برگردم،ساعت 1:30تونستم لش گشنه و شرحه شرحه ی خودم رو برسونم پاویون برای شام...
آآما...مورنینگ رو لغو کردم!!!
خداییش بُرش تا کجا?انقدر برا کارای مریض سگ دو زده بودم که اتند قند عسل با وجود تمام سخت گیری هاش گفت باشه باشه باشه دکتر،لغو!!!تو فقط انقدر جیغ جیغ نکن و من زدم زیر خنده و گفتم ما چاکر شماییم خانم دکتر...یعنی کاری کردم که دکتر از شدت خنده دل درد گرفت و رفت خونه(ناگفته نماند که این خانم دکتر سخ
 یه دختره مانتویی محجبه بودم ، هیچ وقت به چادر به صورت جدی فکر نکرده بودم ، احساس میکردم حجابم رو دارم و البته راحتترم ! میدونستم نگه داشتن چادر خیلی سخته و دردسر داره ! ناگفته نمونه خانواده هم کلا مانتویی هستند ! …
تا اینکه وارد دانشگاه شدم ، از اولین راهیان نور دانشگاه اسفند ۸۹  شروع شد فقط جرقش …
ولی وقتی برگشتم به شهر بازم دیدم  چادر خیلی سخته در واقع میشد گذاشت به پای جوگیری !
عیدش نوروز ۹۰ رفتم اردوی جهادی ! تفکراتم کم کم داشت تغییر میکرد
معنی گجت ( gadget )
 
ابزارک یا گجت (به انگلیسی: Gadget) به وسائل و تجهیزات فیزیکی کوچک و تازه‌اختراعی گفته می‌شود که در آن‌ها فناوری نویی بکار رفته باشد و برای انجام کارهای مخصوصی بدرد بخورد. مانند
 
    تبلت    تلفن‌های هوشمند    دستگاه پخش ام‌پی۳    قوطی‌بازکن    مسواک الکتریکی    مخلوط‌کن    کف‌زن (The Clapper)    چاقوی چندکاره    موشواره بی‌سیم    پیچ‌گوشتی صوتی    چمن‌زن خودکار
 
البته ناگفته نماند ابزارک ( گجت gadget ) غیر فیزیکی هم داریم
آخرین امتحان رو تقریبا تموم کردم. جامعه ی خوب:) هرچند نوبت اول رو از سر باز کرذم و درس اول هم هنوز مونده ولی ناموسا حوصله اشو ندارم دیگه. سروش خرخون تک تک امتحانا تستاشم میزد حالا:)) یکم پیش ریتالین خوردم بلکه اثر کنه و عین آدم بخونم ولی الان فقط پشیمونیش مونده که کاش نمیخوردم و عین آدم میخوابیدم:| :)) میخوام بعد کنکور دیگه ریتا نخورم هرچقدرم سرم درد کنه بره بدرک اصلا.
یکی دیگه از مشکلات این روزام داداشمه:| لامصب از اول خرداد مدرسه شون تموم شده و م
 اما از یادها اگر بپرسید، آنچه بیش از هر چیز با جان آدمیزاد آمیخته خاطرات و رویدادهای کودکی‌ست.
گذشته‌ای که گویی در آن یک نفر دسته‌ی آتاری را گرفته و چپ و راست‌مان می‌کرده. و البته ناگفته نماند گاهی هم عقب و جلو! شاد بودیم. هم خودمان بودیم و هم نه! و اگر هم خودمان بودیم در حقیقت خودمان نبودیم و همان گیمر دسته به دست بود که می‌خواست و نمی‌خواست، می‌دید و نمی‌دید، می‌شنید و نمی‌شنید.
مجیز بگویم؛ "وصل بودیم"...
اما ب حکم تقدیر روزی دسته‌ی گیم
 اما از یادها اگر بپرسید، آنچه بیش از هر چیز با جان آدمیزاد آمیخته خاطرات و رویدادهای کودکی‌ست.
گذشته‌ای که گویی در آن یک نفر دسته‌ی آتاری را گرفته و چپ و راست‌مان می‌کرده. و البته ناگفته نماند گاهی هم عقب و جلو! شاد بودیم. هم خودمان بودیم و هم نه! و اگر هم خودمان بودیم در حقیقت خودمان نبودیم و همان گیمر دسته به دست بود که می‌خواست و نمی‌خواست، می‌دید و نمی‌دید، می‌شنید و نمی‌شنید.
مجیز بگویم؛ "وصل بودیم"...
اما ب حکم تقدیر روزی دسته‌ی گیم
امروزه با پیشرفت علم و فراگیر شدن شبکه های اجتماعی روز به روز بر تعداد کاربران آن افزوده می گردد، که تمامی این کاربران دارای سلیقه و احساسی متفاوت می باشند، افراد مذهبی نیز مانند تمام افراد دیگر علاقه مند به تزیین پروفایل خود هستند، ما در ادامه نمونه هایی از عکس عاشقانه مذهبی را برای شما عزیزان گرد آورده ایم.
انواع عکس عاشقانه مذهبی زیبا و با احساس
شاید شما از جمله کسانی باشید که دوست دارد پروفایل خود را با حال و هوای دلش هماهنگ سازد و ناگفت
آدم هرقدر بیشتر بفهمد، تنهاتر می شود. یک عمر با ترس هایمان زندگی کردیم. با ترس هایی که توی مغزمان فرو کرده اند. این تنها چیزی است که یاد گرفته ایم. اگر از بچگی می گذاشتند وقتی دلمان می خواهد فریاد بزنیم و آن را توی گلویمان خفه نکنیم، وضعمان بهتر از این بود.
 
روح انگیز شریفیان
کتاب "روزی که هزار بار عاشق شدم"


+حرف هایمان را بزنیم
و بگذاریم دیگران بخصوص فرزندانمان حرف هایشان را بزنند و دل هاشان را جایگاهی امن برای عشق و محبت به خود و دیگران نگه د
استانی شدن انتخابات با قید "تناسب" امروز در مجلس شورای اسلامی تصویب شد .
در صورتی که این مصوبه چکش کاری نشود قطعا مردم و نمایندگان و شاید کشور با مشکلی بزرگ روبرو شوند!
کاندیدای مجلس باید هزینه ی بیشتری متحمل شود تا خود را  به مردم بشناساند و ناگفته پیداست آنها که قدرت اقتصادی کمی  دارند و وام دار دسته و فرد و گروهی نیستند توان رقابت با دیگران را ندارند!
و آنها که از دیگران حمایت می شوند و وام دار دسته و گروهند باید هزینه های چند ده میلیونی را ب
پادشاه مشهد
بوی عشق می شنوم؛ عشقی پابرجا که تا ابدیت استوار خواهد بود . بازهم  می شنوم نغمه ی کبوتران سپید بال را که بر تمام قصر حکم می رانند گویی امید های مردمِ غرق در تاریکی را حمل می کنند.
قدم بر قصر باشکوهش می نهم و حسی عجیب از سوی او مرا در بر می کند.
نسیمی ناآشنا همچون فرمانروای شهر دستانم را لمس می کند. گویی سخنانی ناگفته دارد... .
اینبار به حرم سرای زرینش می نگرم و می نگرم به دروازه های فولادینش که چطور اهالی ایمان و مردم گنه کار را مجذوب خو
بعد از ۲۹سال مستند «روایت رهبری» را دیدیم! بعد از ۲۹ سال مسئولین به این فکر افتادند که آرشیو را استفاده کنند و روایت کنند بعد از این همه سال که روایت شدند! این را تعمیم دهیم به همه‌ی موضوعات خرد و کلان و حتی به قدمت تاریخ! روایت شدن را حتی در رابطه‌هامان هم کم ندیدیم؛ وقتی که شرح ما وقع را تنها از «یک» راوی شنیده‌ایم!
گاهی دلم می‌خواهد فریاد بزنم که *تا کی مصلحت نیست ناگفته‌ها گفته شوند؟* گاهی نگران می‌شوم این نگفتن‌ها تا جایی پیش رود که خود
#فانوس دوره تربیتی و فرهنگی فانوس1 به توفیق الهی امسال برای اولین بار در سطح بخش دستگردان برگزار شد. که بنده توفیق حضور و خدمت به 150 نفر از نوجوانان و جوانان عزیز شرکت کننده در این اردو رو داشتم. ‌ دوره ای با طعم مباحث معرفتی (شبهات_مهدویت_سوادرسانه)  و مباحث فرهنگی و تفریحی مانند استخر، کوهنوردی، چشمه آبگرم ومسابقات انفرادی و گروهی در این دوره فرصت استفاده از محضر اساتید عزیزی همچون حجت‌الاسلام #انواری و حجت‌الاسلام #تکمیلی و استاد براتی ع
برایم پیامی فرستاد که: «فلانی حالش خوبه؟ رو به راهه؟»
به احترام همه‌ی عشقی که در گذشته از نزدیک شاهدش بودم، به احترام همه‌ی محبت‌ها، مهربانی‌ها، خاطره‌ها، زندگی‌ها، به احترام احساسی که خودم از دل و جان درکش می‌کنم، به احترام همه‌ی نگرانی و شرم و محبتی که توی سؤالش بود، به احترام همه‌ی این‌ها دلم نیامد بگویم فلانی، عشق سابقت، همان که یک زمانی برای هم می‌مردید و فکر می‌کردید زندگی بدون آن یکی ممکن نیست و اصلا زندگی نیست و مردگی است و ز
پورشه 918 اسپایدر
 
 
این خودروی هیبریدی که به عنوان نقطه‌ عطفی در بین اتومبیل‌های پورشه محسوب می‌شود، یک اثر یادبود در دنیای تکنولوژی اتومبیل‌ها نیز محسوب می گردد. اما بد نیست ناگفته های این خودرو را هم مرور کنیم.
ادامه مطلب
ختصاصی | حرکت مشکوک ملی‌پوشان خروج سوپراستار سرخ‌ها را علنی کرد.
ورزش 11 - شب گذشته اتفاق عجیب و مشکوکی در فضای مجازی رخ داد که هواداران پرسپولیس را به شدت نگران و مضطرب کرد.
 
چندین ستاره تیم ملی مانند علیرضا جهانبخش، رامین رضاییان، مهدی طارمی و... که رابطه نزدیکی با علیرضا بیرانوند دروازه‌بان ملی‌پوش پرسپولیس دارند، همگی به اتفاق و در یک زمان در پست آخر فوق ستاره سرخ‌ها بدون هیچ توضیحی کامنت " تبریک" گذاشتند و پاسخی به سوال کاربران ندادند.
دیگه شاید نوشتنش لوس بازی به حساب بیاد ..
اما مهم شد برام امسال .هزار و چهار صد و شصت روزگی وبلاگ..
روز ساختنش هیچ وقت فکز نمیکردم به این سن برسه ..کم کم باید بذارمش مهد کودک اصلا:))

اینجا حرفای ناگفته ی من بود تا اینکه نمیدونم چی شد دیگه راحت نبودم اینجا برا نوشتن..هر چیزی رو نمیوشتم..یا زود پاک میکردم..
جالبه برام تو چهار سالگیش تازه تعداد دنبال کننده هاش رسیده به300،که تازه نصف بیشتر این  حذف کردن و رفتن.یا نمینویسن.پس صرفا خیلی کمتر این تعداده..
گ
دیده را با دیدن روی تو دریا می کنم
گُم شدم اما تو را یک روز پیدا می کنم
تو سراپا نازی و من هم سراپایم نیاز
عاقبت من هم خودم را در دلت جا می کنم
حرف ناگفته زیاد است و کسی غمخوار نیست
سفره دل را فقط پیش شما وا می کنم
مسجد و میخانه دیگر جای این بیچاره نیست
من همین کنج دل خود با تو نجوا می کنم
قصه شمع و گل و پروانه را با من مگو
من در این وادی خودم را زود رسوا می کنم
لاف عشق تو زدن کار من بی مایه نیست
من خودم هم با خودم هر روز دعوا می کنم
عاشقی با شاید و اما
آغاز همسفری:
دوران کودکی فاطمه(س) با همۀ تلخی ها و دشواریها گذشت، دوران جوانی فرا رسید. اکنون جا دارد با پشت سر گذاشتن آن همه فراز و نشیب در زندگی، مرحله دیگری را شروع کند. ناگفته پیداست فاطمه(س) در این مرحله دارای چه موقعیت حساس و منحصربفردی است. از یک طرف دختر رسول خدا(ص) است از طرف دیگر از چنان شخصیتی برخوردار است که پیامبر(ص) در مقابلش برمی خیزد و دست و سرش را می بوسد و او را بجای خود می نشاند.[1] به همین علّت چشم همه به خانه پیامبر(ص) دوخته شده ا
آخرین‌باری که لیوان چای‌ام سرد نشده بود کی بود؟ طعم آخرین چای داغ را به یاد ندارم. هرچه فکر می‌کنم احساس می‌کنم از مدت‌های بسیار دور اسفند بوده است و چای‌ام سرد می‌شده.
اسفند فصل شور و زندگی است. فصل بیرون‌آمدن از کرختی پنج ماهه‌ی پاییز و زمستان است. این روزها دارم تند‌تند همه‌ی کارها را انجام می‌دهم. انگار پای قول و قراری نانوشته و ناگفته با خودم مانده‌ام، باید همه‌چیز را قبل از شروع بهار آماده کنم.
راستش من عاشقانه لیوان‌های چایی ر
چه بنویسم برایت؟ چطور حجم دلتنگی‌های بی‌شمارم را بریزم در کلمات، بریزم در نقطه، حرف، کاما و نامه اش کنم برایت بفرستم؟
چه کنم!!.... اگر همین چندکلمه راهی برای بوسیدنِ توست، اگر همین چند جمله،
چند گلایه، چند بهانه برای بوییدن توست، اگر می شود با بوی سبز درختِ نفس
کشیدهِ در کاغذ، از تو گفت، از تو نوشت، .. اگر می شود، درشبانه‌ی ماه،
رنگی از تو گرفت، هزار هزار باره می نویسم.. هزار نامه سوی تو، هزار رویا
به سمتت، می فرستم..
مشام من، پرست از نام تو،
یه مدتیه صبح خیلی زود بیدار میشم و یه کشف جدید کردم.اینکه من صبح زود ها و آخرشب ها و نصف شب ها و کلا از غروب به بعد حالم بهتره و فعال ترم و به جاش هرچی که خورشید میاد بالاتر و هوا گرم تر میشه انگار پنچر میشم و عملکرد مفیدم کاهش پیدا میکنه و قاطی میکنم.امروز اول مرداده و تا اینجا یکماه از تابستون گذشت.با اینکه متولد مردادم روزشماری میکنم که این فصل عزیز زودتر زحمت رو کم کنه و پاییز بیاد.در این حد!
دیشب فیلم فِراری و دربند رو دیدم که جفتشون بد نبودن
یه مدتیه صبح خیلی زود بیدار میشم و یه کشف جدید کردم.اینکه من صبح زود ها و آخرشب ها و نصف شب ها و کلا از غروب به بعد حالم بهتره و فعال ترم و به جاش هرچی که خورشید میاد بالاتر و هوا گرم تر میشه انگار پنچر میشم و عملکرد مفیدم کاهش پیدا میکنه و قاطی میکنم.امروز اول مرداده و تا اینجا یکماه از تابستون گذشت.با اینکه متولد مردادم روزشماری میکنم که این فصل عزیز زودتر زحمت رو کم کنه و پاییز بیاد.در این حد!
دیشب فیلم فِراری و دربند رو دیدم که جفتشون بد نبودن
هنر
باور است. هنر ذات زنده بودن است. هنر ترغیب به نفس کشیدن است. هنر راز
پیچیدگی ناگفته‌ها است. بدون هنر تحمل زندگی غیر قابل تصور است. هنرمندان
این توانایی را دارند تا زندگی پیچیده امروز را تبدیل به دنیایی زیباتر با
نقش و نگاری خلاقانه کنند. فرهنگ و هنر را می‌توان ضرورت جوامع دانست و به نوعی هوشیاری اجتماعی را وابسته به آن در نظر گرفت.

ادامه مطلب
حرمان هور : اول تا اخر زندگی نفر اول کنکور پزشکی که وصل به بی نهایت می شود…
 
حرمان هور : علیرضا کمری ، نشر سوره مهر
معرفی:
اگر به تو بگویند که این کتاب خاطرات و دست نوشته های نفر اول کنکور پزشکی است که خیلی تیزهوش، خیلی پراحساس، خیلی ریزبین و عاشق پیشه بوده است دلت می آید که نخوانی و مسیر بی نهایتی که او طی کرده را ندانی. شاید تو هم بخواهی مثل او بی نهایت شوی.
بریده کتاب:
این کیست که امشب اینگونه آرام به چشمان خیس شما قدم می گذارد؟لحظه ای می نشیند
بر اساس آمارهای ارایه شده از طرف سازمان بهداشت جهانی، برقراری رابطه ی جنسی مطلوب یکی از مهم ترین مولفه های تعیین کننده ی رضایت زندگی افراد است که می تواند کیفیت زندگی و سلامت جسمی و روانی را تا حد زیادی تحت تاثیر قرار دهد.
پژوهش ها نشان می دهند که ملاک برقراری رابطه ی جنسی لذت بخش در مردان و زنان تا حدودی متفاوت است و در این مطلب قصد داریم تا از طریق توضیحات بیشتر به این مطلب بپردازیم که زنان برای برقراری رابطه ی جنسی مطلوب نیازمند چه شرایطی ه
بر اساس آمارهای ارایه شده از طرف سازمان بهداشت جهانی، برقراری رابطه ی جنسی مطلوب یکی از مهم ترین مولفه های تعیین کننده ی رضایت زندگی افراد است که می تواند کیفیت زندگی و سلامت جسمی و روانی را تا حد زیادی تحت تاثیر قرار دهد.
پژوهش ها نشان می دهند که ملاک برقراری رابطه ی جنسی لذت بخش در مردان و زنان تا حدودی متفاوت است و در این مطلب قصد داریم تا از طریق توضیحات بیشتر به این مطلب بپردازیم که زنان برای برقراری رابطه ی جنسی مطلوب نیازمند چه شرایطی ه
در مراسم هشتمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت که صبح امروز (سه‌شنبه) و در آستانه‌ی روز ارتش در گلزار شهدای بهشت زهرای تهران برگزار شد، از تقریظ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر کتاب «در کمین گل سرخ» منتشر شد.متن تقریظ رهبر انقلاب اسلامی بر این کتاب -که روایتی از زندگی شهید سپهبد علی صیاد شیرازی و به قلم آقای محسن مؤمنی است- بدین شرح است:«این نمونه‌ی جالب و بیسابقه‌ئی است از گزارش جنگ در ضمن داستان شیرین زندگی یکی از شخصیتهای آن. آن را یکسره مطالع
سلام دوزتان ! بعد از شونصد سال اومدم که به وعده هام عمل کنم ! XD
آگاه باشید که حتی اگه شونصد سال هم بگذره من بازم به وعده هام عمل می کنم ! XD
اولین بخش از نکته های لایت ناول دورارارا رو استارت می زنم و باشد که تا آخرش رو بتونم پیش برم !
حالا حتما تعجب کردید که چرا یهو پریدم جلد 9 
خب ببینید لایت ناول دورارارا اینجوریه که هر جلدش مختص میشه به تعدادی از کاراکترها 
داستان کلی جریان داره ولی متمرکز میشه به شخصیت های خاصی 
من جلد 9 رو اول گذاشتم چون این جل
نام کتاب : داستان های انقلاب ( جاسوس )نویسنده : محمد رضا سرشار ( رهگذر )انتشارات : سوره مهر توضیحات :در این کتاب چهار داستان وجود دارد و همه ی آن ها مربوط به سال های قبل از انقلاب و شجاعت و زرنگ بازی های بچه ها و مخالفتشان را با حکومت پهلوی توضیح می دهد که حتی حاضر بودند ، جانشان را بگیریند ولی از کارهای انقلابی دست بر ندارند ناگفته نماند که این داستان ها واقعی هستند و نویسنده بخشی از خاطرات چهار نفر که عبارتند از ( علی غفار ، مجید درخشانی ، محمد ح
سالهای سال است ک خود را در این مسیر سلوک انداخته ام،
مسیری سخت و دشوار؛
آنهم سلوک ولایی و توحیدی.
چه بسیار افراد دیدم و تعامل داشتم.
چه بسیار افراد با خدایان مختلف.
در همه چیز فکر کردم و تمام ابعاد دین و مذهب و اعتقادات خود را بزیر سوال بردم و فکر کردم...
سرانجام ب اهل بیت علیهم السلام رسیدم و همانجا رحل اقامت انداختم.
همیشه شعارم این بود: « لیس الذکر کالأنثی »
و این عبارت سراسر رمز بود و راز و پر از حرفهای ناگفته برای منی ک از جنس دوم بودم.
آری هرگ
به زودی سالیان عمرم به پایان می‌رسد و من هنوز ناگفته‌هایی دارم. در این چند روز حالم بهتر بود، بیماری روح به تن منتقل شد و من از این جهت خوشحالم. در رویایی دیدم که روی یک صندلی نشسته و توانِ تکان دادن خویش را ندارم. تعبیرش این بود که شاید آخرین بیماری روزگار دنیا را تنِ من متحمّل است.این محبوبِ مردم، جان همه را می‌ستاند، چه اینک چه فردا. من هم گله‌ای ندارم، هر چند خیلی زود در آتش خشم کسی که جز او کسی هست فرو می‌روم ولی چاره چیست؟ هر چه پیرتر می
 
گرچه به اذعان مسئولان، آب آبیک کاملا سالم و بهداشتی بوده، اما مردم شهر چند سالی است برای تهیه آب شرب مصرفی خود مجبورند به مناطق و اماکن صنعتی و تولیدی دور و نزدیک آبیک از جمله گاوداری‌ها و روستاهای همسایه بروند.حتی از آب قنات روستای آبیک علیا استفاده می‌کنند که کارشناسان بهداشت نسبت به مصرف آن بارها به مردم منطقه هشدار داده‌اند. به محل قنات رفتیم و با چند خانوار در این باره حرف زدیم.
 
به گزارش خبرنگار ایلنا از قزوین، سال 85 بود که رئیس دو
مامان هیچ وقت مستقیما نمیگه دلم دست پخت تو رو میخواد... ولی به محض این که تعطیل میشم ، تدارک غذاهای مخصوص من رو میبینه. مثل الآن ... که نمیدونم چه جوری رفته میگو خلیج فارس پیدا کرده ، به هوای اون میگو زعفرونی خاص !
داشتم سیب زمینی خرد میکردم ، کف پاهام روی سرامیک خنک یه کیف کم رنگ خاصی به سیستم اعصاب مرکزیم میفرستاد D:
بوی تند جوشیدن زرچوبه توی آب جوش باقالی پلو ، صدای آواز بابا: تا بهار زندگی ،آمد بیا آرام جان ...
مامان مثل فرفره مثل همیشه مشغول کار
شهر سوال؟ اگر کسی به دلیل خجالتی بودن نمی تواند غسل کند، نمی تواند در اول وقت تیمم
کرده و نماز بخواند. چنیین شخصی باید بدن خود را آب بکشد (قسمت هایی را که
نجس شده است.) و صبر کند تا آخر وقت یعنی زمانی که فقط به اندازه تیمم و
خواندن نماز(به صورت مختصر و اکتفاء به واجبات نماز) وقت داشته باشد و در
آن موقع تیمم کرده و با تیمم نماز بخواند. ناگفته نماند که به خاطر این که
عمداً نماز خود را به تأ خیر انداخته و فرصت غسل کردن را از خود سلب کرده
است، مرتکب
به نظر یک جمله ساده کلیشه ای که حالا برای من شده سخترین جمله ی دنیا چون نباید بیشتر از این گفت
فقط همین اگر خدا بخواهد به معنای واقعی کلمه یعنی بدون تردید و احساسات یک چیز نامعلوم ,اشفته
فکر و دغدغه اضافه کن , شرمنده
شاید قریب به همه نوشته ها از اول این را نوشتم و ماند که اشتباه بود و یا میخواستم به نوعی دیگر بسطش بدم و حرف ان حیله گر قسم خورده را گوش کنم
که اما حسی محکمتر از اول میگفت که حتی یک قدم هم به این شیوه راه خدا نیست این شیوه خودش هست !
ا
جوان انقلابی و ورزش...
مردم جامعه اسلامی بخصوص جوانان ، بایستی نگاه ویژه ای به ورزش داشته باشند.
ورزش از تفریحات سالم و سودمند است که نشاط قابل توجهی برای انسان به ارمغان می اورد ..
ورزش ، در سلامت و بهداشت افراد موثر است چون وقتی سلامت بدن فراهم گردد ، به سلامت روح نیز کمک می کند.و بدیهی است نیک بختی هر کس ، با سلامت روح و بدن او ارتباط مستقیم دارد و اهمیت ورزش به این است که بدن را نیرومند می سازد و روح را اراده می بخشد .
ناگفته پیداست که جوانانی
{دلایل عقلی امامت و مهدویت - شماره 30}
 
برهان لزوم ضمانت اجرایی در قانون الهی (بخش دوم)
 
رکن دوم، ضمانت اجرایی قوانین و احکام الهی که شایسته است بدون دخل و تصرف همواره اجرا گردد. این ضامن اجرایی یعنی همان زمامدار جامعه که نوع الهی آن، انبیاء و پس از آنان امامان هستند که می‌توانند ولی امر و رهبری شایسته و بایسته برای انجام صحیح قوانین الهی باشند.
ناگفته پیداست کسانی میتوانند ضامن اجرای قوانین الهی و رهبر خوبی برای انجام صحیح آن باشند که در مرح
مقدمهچرایی قیام عاشورا، از پگاه شکل گیری این نهضت سترگ، توجه دانشمندان و احیاگران دینی و مصلحان سیاسی و اجتماعی را به خود معطوف ساخته و در شمار مهم ترین پروژه های پژوهشی تحلیلگران و ژرف اندیشان قرار گرفته است .این رخداد از جهت انگیزه، ابزارها و شیوه های به کار گرفته شده در آن، به موضوعی جاودانه برای نظریه پردازی مبدل گشته و در طول تاریخ انسان های حقیقت جو و ژرف اندیش را به کشف ناگفته های خود فرا خوانده است تا با توجه به توان علمی و ذوق سلیم خ
Aron Afshar
Khato Neshan
#AronAfshar
بی من نتوانی
این خطو نشان
لبریزم از عشق آرامش جان باران ببارد عجب حال خوشی 
شاید ندانی ولی باعثشی
بی من نتوانی 
این خط و نشان
لبریزم از عشق آرامش جان باران ببارد عجب حال خوشی 
شاید ندانی ولی باعثشی
در دل من افتاده عشقت زمینگیر شدم
سر تو با قسمت با تقدیر درگیر شدم
ای بهونه ی زندگی بی تو من بی قرارم
در دل من افتاده عشقت زمینگیر شدم
سر تو با قسمت با تقدیر درگیر شدم
ای بهونه ی زندگی بی تو من بی قرارم
با دل من جنگ نکن من که تسلیم
خب سلام به همه و دنبال کننده های خوب وبلاگ آینهاین پست مربوط میشه به تاثیر آینه روی دکوراسیون منزل
تا حالا تصور کردین خونتون بدون آینه باشه؟اصلا خونتون آینه داره؟ یا نداره؟!خب میدونم جواب همه کسای که این پست رو میخونن اینهآخه ... که این پستارو میزاری معلومه جواب چیه....مگه میشه خونه بدون آینه. اونم برای خانم ها البته ناگفته نمونه آقایون الان گوی سبقت گرفتن از خانم هاخلاصه یه سوال طرح کردم که همه جوابشو میدونن. هیچ خونه ای بی آینه نیست. ولی هر آ
لیلا نشسته بود لبه ی تختخوابش. پاهایش را روی هم انداخته بود؛ راست را روی چپ. پای راست داشت از شدت تکان های عصبی و هزار بار در ثانیه ای، کنده می شد. خودخوری می کرد. خودش را سرزنش می کرد. با خودش بحث می کرد. خودش را دعوا می کرد. اما آرام نمی شد. دل که بی قرار بود، سر جایش نبود. معشوق که نبود. کسی هم حرفش را نمی فهمید. کسی نبود که معتمدش باشد، حتی برای یک حرف ساده. حرفهایش کوه شده بودند، سنگینی می کردند روی روحش. دردی سخت تر از حرفهای ناگفته ی تلمبار شده
کتابی که دراین سال جدید می خواهم برای شما عزیزان معرفی کنم کتابی است بانام فرنگیس 
فرنگیس شامل خاطرات فرنگیس حیدرپور متولد سال 1341 در روستای اوازین است . اودر حمله نظامیان عراقی به روستای محل سکونتش بایک تبر ازخود در برابر سربازان ارتش بعث عراق دفاع کرد . کتاب فرنگیس نوشته مهناز فتاحی به روایت خاطرات فرنگیس می نشیند . فرنگیس شیر زنی کرمانشاهیست که از قضا در روستایی نزدیک گیلان غرب زندگی می کند .درسال 1359 پس از حمله عراق به روستای اوازین ،مردم
تصویر تغییر جنسیت دیدنی علیرضا خمسه در آمریکا،علیرضا خمسه کمدین با سابقه کشورمان این روزها در امریکا به سر میبرد و نمایشی را در این کشور بر روی صحنه برده است.
علیرضا خمسه با منتفی شدن تولید سریال «پایتخت» برای کارگردانی و بازی در یک نمایش کمدی تحت عنوان «بگومگو» به آمریکا رفت. احسان کرمی همبازی او در این کار است.

به گزارش چفچفک این نمایش برداشتی آزاد از اثر اوژن یونسکو است و تور جهانی این نمایش از سال گذشته آغاز شده و اکنون به وست مینستر در
توصیف آقا از شهید صیاد شیرازی در تقریظ‌شان بر کتاب «در کمین گل سرخ»
+ نمونه‌ جالب و بی‌سابقه‌ای از گزارش جنگ در ضمن داستان شیرین زندگی
در مراسم هشتمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت که صبح امروز (سه‌شنبه) و در آستانه‌ی روز ارتش در گلزار شهدای بهشت زهرای تهران برگزار شد، تقریظ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر کتاب «در کمین گل سرخ» منتشر شد.
           

۱- در کمین گل سرخ


متن تقریظ رهبر انقلاب اسلامی بر این کتاب -که روایتی از زندگی شهید سپهبد علی صیا
چند سال پیش برنامه مویایلی کوثرنت توسط یکی از برنامه نویسان اندرویدی در قم که کارمند مرکز تحقیقات نور بود تولید شد.
در این برنامه شماره تماس و آدرس سایت پشتیبانی را شماره پشتیبانی مرکز مدیریت حوزه های خواهران و ایمیل را نیز از دامنه whc قرار دادیم
دو سال پیش برنامه نویس مذکور برنامه ای برای کارهای قوه قضاییه به نام ابلاغ را تولید نموده و در کافه بازار منتشر نمود. با همان شماره پشتیبانی کوثرنت و ایمیل نادرستی که وجود ندارد..........!
چند سالی است ک
لبریزم
از حرف‌های نزده؛ سکوت‌های همیشه، وقت مواجهه با چیزها. گاهی خیال می‌کنم از میان
این حجم از فکرهای روزانه و اتفاق‌ها، چقدر حرف است برای گفتن و نوشتن. اما انگار
دیگر سکوت از همه‌چیز گویاتر است؛ آن هم با وجود آن‌که سال‌ها با نوشتن و از راه
کلمات به ذات زندگی دست یافته‌ام و باورها و حقایق زندگی‌ام را تنها به شیوۀ کلمه،
طبقه‌بندی کرده‌ام. این سکوت دنباله‌دار خیلی چیزها را از من ربوده و به دوستی‌هایم
هم رنگ بی‌رنگی زده. گاهی به یاد م
موسیقی هنر ناب است، موسیقی نبض هستی است که می
زند. موسیقی فراتر از تعریف به کمک واژگان است، موسیقی را می توان راهی برای بیان
احساسات شخصی دانست. احساسات و ناگفته هایی که ناشناخته باقی مانده اند. موسیقی از
روح آدمی برآمده و به روح آدمی جان می دهد. پیشینیان ریشه موسیقی را مرتبط با
ریاضی دانسته اند که بسیاری از اصوات آن برگرفته شده از نسبت های ریاضی است. بسیاری از والدین و کارشناسان علاقه مند به این هستند که بدانند چگونه موسیقی می
تواند بر یادگی
ما توو فضازمان نسبیت عام میخونیم. من به دوستی گفتم نسبیت خاص :) حالا واقعا نمیدونم چرا دیشب فکر میکردم نسبیت خاص میخونیم. شاید به خاطر این که هنوز عام رو شروع نکردیم :)))
امروز با هم اتاقی هام و دو سه نفر که اصلا نمیدونم کی هستن میخوایم بریم موزه. بعد از سه سال تهران بودن، تازه الان میخوام برم موزه. من همون آدمیم که عاشق موزه رفتن بودم و میگفتم اگه یه روزی با یه آقایی دِیت اولم باشه حتما دوست دارم برم موزه*. بعد الان باید التماسم کنن که پاشم از خواب

تبلیغات

محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

اشک شفق طراحی دکوراسیون داخلی مـداد رنگــی ترانه سرا فرصتی برای سفر نمانده... ویلا شمال فیزیو تراپی معجزه از سراسر وب ارز دیجیتال pi دیالوگ